حسن حسن زاده آملى
266
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
درس شانزدهم دليل شيخ رئيس ابو على سينا ( قدّس سرّه الشريف ) بر اتحاد عاقل به معقول چنان كه گفتهايم جناب شيخ در « اشارات » و « شفاء » اصرار و ابرام شديد بر انكار اتّحاد عاقل به معقول دارد چنان كه در فصل ششم مقالهء چهارم فنّ ششم طبيعيّات « شفاء » ج 1 چاپ سنگى رحلى ص 358 در رد اتّحاد عاقل به معقول گويد : « و ما يقال من أن ذات النفس تصير هى المعقولات فهو من جملة ما يستحيل عندى فانّى لست أفهم قولهم ان شيئا يصير شيئا آخر و لا أعقل أن ذلك كيف يكون » . و مع ذلك در فصل هفتم رسالهء « مبدأ و معاد » تصريح به صحّت آن و اقامهء حجّت بر آن كرده است و نيك از عهدهء آن برآمده است اگرچه صدر المتألّهين در « اسفار » احتجاجش را اسناد به تكلّف داده است . اينجانب عبارت « مبدأ و معاد » آن جناب را از روى نسخهاى از « مبدأ و معاد » و از فصل 27 طرف اول مرحلهء عاشر « اسفار » صدر المتألّهين ج 1 چاپ سنگى رحلى ص 307 ، و از فصل پنجم طرف اوّل باب اول در علم و احكام آن از « مباحث » فخر رازى ص 328 كه عبارت شيخ را نقل كردهاند ترجمه مىكند ، و آنچه را به عنوان توضيح اضافه مىكند در بين الهلالين مىگذارد . اينك احتجاج شيخ بر اتّحاد عاقل به معقول : « هر صورت مجرد از مادّه و عوارض مادّه هرگاه با عقل ( بالقوّه ) متّحد